بیحسی موضعی در دندانپزشکی شامل تزریق محلول بیحسی در مجاورت اعصابی است که حس ناحیهای از حفره دهان را که قرار است درمان در آن انجام شود، فراهم میکنند. محلول بیحسی به طور موقت از انتشار پیام های عصبی دردزا جلوگیری میکند و در نتیجه امکان انجام بدون درد درمان دندانپزشکی را فراهم میکند. تمامی این مطالب توسط دکتر حمید پاچناری جراح فک و صورت جمع آوری شده برای آموزش متخصصین این حوزه تا انتهای مطلب با ما باشید.
تزریق بیحسی موضعی در دندانپزشکی و جراحی دهان
درد یک تجربه حسی و روانی ناخوشایند است که ناشی از آسیب بافتی واقعی یا بالقوه است و معمولاً با درمان دندانپزشکی مرتبط است. بیحسی موضعی روشی ایمن و مؤثر برای مدیریت درد است.
داروهای بیحسی با اتصال برگشتپذیر به کانالهای سدیم، جلوگیری از ورود سدیم به سلولها و در نتیجه مهار انتشار تکانههای عصبی عمل میکنند. در نتیجه، تکانههای درد مرتبط با محرکهای دردناک به مغز نمیرسند و بیمار دردی را احساس نمیکند.
شاخههای مگزیلاری و مندیبولار عصب تریژمینال، عصبدهی حسی بافتهای نرم و سخت حفره دهان را بر عهده دارند.
محلول بیحسی باید در مجاورت عصبی که ناحیهای را که درمان دندانپزشکی در آن انجام خواهد شد، تغذیه میکند، تزریق شود.
بیحسی موضعی در دندانپزشکی میتواند به صورت بیحسی انفیلتراسیون یا بلاک عصبی انجام شود.
بهطورکلی، بیحسی انفیلتراسیون معمولاً در فک بالا استفاده میشود، در حالی که بیحسی بلاک عصبی اغلب در فک پایین استفاده میشود.
علاوه بر این، تکنیکهای بیحسی موضعی تکمیلی وجود دارد که میتوانند زمانی که روشهای انفیلتراسیون و بلاک در دستیابی به بیحسی عمیق شکست خوردهاند، مورد استفاده قرار گیرند. تکنیکهای تکمیلی شامل بیحسی داخل لیگامانی، داخل استخوانی، داخل پالپی و بین سپتومی است.
آناتومی و فیزیولوژی دهان برای تزریق بی حسی
۱- عصب اینفرا اربیتال
عصب زیر کاسه چشم (infraorbital nerve) از شاخه فکی عصب سه قلو (trigeminal nerve) سرچشمه میگیرد و پس از عبور از حفره پتریگوپالاتین (pterygopalatine fossa) وارد شکاف کاسه چشم تحتانی میشود. این عصب قبل از ورود به صورت از طریق سوراخ زیر کاسه چشم، در امتداد شیار زیر کاسه چشم و کانال زیر کاسه چشم حرکت میکند. عصب زیر کاسه چشم قبل از ورود به صورت از طریق شاخههای عصب آلوئولار فوقانی، حس را به دندانهای فک بالا منتقل میکند. این عصب در صورت به شاخههای انتهایی پلکی، بینی و لبی فوقانی تقسیم میشود. این شاخههای انتهایی حس پوست پلک تحتانی، بینی، گونه و لب فوقانی را فراهم میکنند.
۲- اعصاب آلوئولار فوقانی
عصب آلوئولار خلفی فوقانی (PSA) قبل از ورود عصب فک بالا به شیار زیر حدقهای خارج میشود و در امتداد برجستگی فک بالا پایین میرود، جایی که لثه و مخاط گونه این ناحیه را عصبدهی میکند. سپس وارد کانال آلوئولار خلفی میشود و فیبرهای حسی را به مخاط سینوس فک بالا، فک بالا، دندانهای آسیای فک بالا و پریودنشیوم ارائه میدهد.
عصب آلوئولار فوقانی میانی (MSA) در داخل کانال زیر کاسه چشم منشعب میشود و در امتداد دیواره جانبی سینوس فک بالا به سمت پایین امتداد مییابد. این عصب، دندانهای پرمولر فک بالا و پریودنشیوم را عصبدهی میکند. در برخی افراد، عصب MSA وجود ندارد و به جای آن، دندانهای پرمولر توسط عصب PSA عصبدهی میشوند.
عصب آلوئولار قدامی فوقانی (ASA) نیز از درون کانال زیر کاسه چشم منشأ میگیرد و در امتداد دیواره قدامی سینوس فک بالا پایین میرود. این عصب، دندانهای نیش و پیشین و پریودنشیوم آنها را عصبدهی میکند.
۳- اعصاب پالاتین
اعصاب کامی از گانگلیون پتریگوپالاتین منشأ میگیرند که توسط شاخه فکی عصب سه قلو عصبدهی میشود .
عصب کامی بزرگ از طریق کانال کامی بزرگ عبور میکند و وارد سوراخ کامی بزرگ میشود که معمولاً در سمت داخلی دندان آسیای سوم فک بالا قرار دارد تا کام سخت و لثه کامی را عصبدهی کند.
عصب کامی کوچک از طریق سوراخ کامی کوچک، که در خلف داخلی سوراخ کامی بزرگ قرار دارد، پایین میآید تا کام نرم، زبان کوچک و لوزهها را عصبدهی کند.
عصب نازوپالاتین وارد سوراخ اسفنوپالاتین میشود، در امتداد حفره بینی امتداد مییابد و به سپتوم بینی عصب میدهد. سپس این عصب از طریق سوراخ ثنایایی کام سخت خارج میشود تا کام سخت قدامی و لثه کامی قدامی را عصبدهی کند. عصب نازوپالاتین همچنین در برخی از بیماران، رشتههای حسی را به دندانهای پیشین فک بالا فراهم میکند.
۴- عصب باکال
عصب باکال که به عنوان عصب باکال بلند نیز شناخته میشود، از تنه قدامی شاخه مندیبولار عصب سه قلو منشأ میگیرد. این عصب در امتداد عضله پتریگوئید جانبی پایین میآید و تاندون تمپورالیس را سوراخ میکند، جایی که شاخههای حسی را به مخاط باکال خلفی و لثه باکال مولرهای دوم و سوم مندیبولار فراهم میکند.
این عصب از میان عضله شیپوری (buccinator) عبور میکند و به پوست روی عضله شیپوری قدامی و مخاط گونه، عصبدهی حسی میدهد. عصبدهی مخاط گونه از بالا تا ناحیه مقابل دندانهای آسیای فک بالا و از جلو تا سطح جانبی لبها امتداد مییابد.
۵- عصب زبانی
عصب زبانی از تنه خلفی شاخه فک پایین عصب سه قلو منشأ میگیرد. این عصب از بین عضلات کشنده نرمه کامی، عضله پتریگوئید خارجی و عضله پتریگوئید داخلی پایین میرود تا وارد فضای پتریگومندیبولار شود. عصب زبانی از جلو و داخل به عصب آلوئولار تحتانی (IAN) میرود.
این عصب در امتداد جسم زبانی فک پایین حرکت میکند و از سمت داخلی به سمت دندان آسیای سوم و بالای خط میلوهیوئید، عموماً ۲ یا ۳ میلیمتر پایینتر از تاج آلوئولار، جایی که فقط توسط موکوپریوست لثه پوشیده شده است، میرود. سپس این عصب از عضلات خارجی زبان، عضله میلوهیوئید، غده زیرزبانی و غده زیرفکی عبور میکند – عصب قبل از تقسیم شدن به شاخههای انتهایی، در اطراف مجرای زیرفکی انحنا مییابد.
عصب زبانی حس سوماتیک را به دو سوم قدامی زبان، کف دهان و لثه زبانی منتقل میکند. عصب زبانی همچنین فیبرهایی از شاخه کوردا تمپانی عصب صورتی را حمل میکند تا ترشح حرکتی غدد تحت فکی و زیر زبانی را فراهم کند و حس چشایی را از دو سوم قدامی زبان منتقل کند.
۶- عصب آلوئولار تحتانی (IAN)
عصب سهشاخهای (IAN) از تنه خلفی شاخه فک پایین عصب سهشاخهای (تریژمینال) منشأ میگیرد. این عصب در عمق عضله پتریگوئید جانبی امتداد مییابد و قبل از پایین رفتن به فضای پتریگوئیدیبولار و ورود به سوراخ فک پایین، یک شاخه عصبی میلوهیوئید از آن منشعب میشود. عصب سهشاخهای (IAN) در امتداد کانال فک پایین و زیر نوک دندانها امتداد دارد و شاخههای دندانی به دندانها از طریق سوراخ رأسی و شاخههای بین دندانی به پریودنشیوم عصب میدهند.
در سوراخ چانهای، که در زیر نوک دندانهای آسیای کوچک قرار دارد، عصب IAN به اعصاب ثنایایی و ذهنی تقسیم میشود. عصب ثنایایی از طریق کانال ثنایایی در داخل استخوان ادامه مییابد تا دندانها و لثه گونه دندانهای آسیای کوچک اول، نیش و پیشینها را عصبدهی کند. عصب ثنایایی گاهی اوقات از خط وسط فراتر میرود تا حس اضافی را به دندانهای قدامی مقابل منتقل کند. عصب ذهنی از طریق سوراخ چانهای خارج میشود تا مخاط لب پایینی و پوست لب پایینی و چانه را عصبدهی کند.
عصب میلوهیوئید از IAN تقریباً 13.4 تا 14.7 میلیمتر بالاتر از سوراخ فک پایین منشأ میگیرد. این عصب رباط اسفنومندیبولار را سوراخ میکند و در امتداد شیار میلوهیوئید سطح زبانی فک پایین امتداد مییابد. این عصب، نیروی حرکتی میلوهیوئید و شکم قدامی عضلات دو معدهای را تأمین میکند.
علیرغم ماهیت حرکتی اولیه آن، در برخی موارد، عصب میلوهیوئید میتواند عصبدهی حسی جانبی به دندانهای فک پایین، بافتهای نرم مرتبط و پوست زیر چانهای را فراهم کند. این میتواند به دلیل آناستوموز با عصب زبانی یا تغییرات آناتومیکی باشد. تغییرات آناتومیکی در مبدا، مسیر، ارتباطات و عصبدهی عصب میلوهیوئید میتواند دلیل عدم بیحسی کامل دندانها و بافتهای نرم فک پایین باشد.
۷- فضای پتریگومندیبولار
فضای پتریگومندیبولار شامل دسته عصبی-عروقی آلوئولار تحتانی، عصب زبانی و رباط اسفنومندیبولار است. این فضا توسط عضله پتریگوئید جانبی در بالا، عضله پتریگوئید داخلی در پایین و داخل، شاخ فک پایین در طرفین، غده پاروتید در خلف و رافه پتریگومندیبولار در جلو احاطه شده است. رافه پتریگومندیبولار از محل اتصال عضلات بوکسیناتور و منقبض کننده فوقانی تشکیل میشود.
فضای پتریگومندیبولار عمدتاً از بافت همبند سست آرئولار تشکیل شده است. هدف از بلوک IAN (IANB) رساندن محلول بیحسی به مجاورت IAN در فضای پتریگومندیبولار است.
دسته عصبی-عروقی آلوئولار تحتانی در شیار کولی، یک فرورفتگی استخوانی در قسمت داخلی راموس، قرار دارد. سوراخ فک پایین در قسمت تحتانی شیار کولی، خلفی خط میانی راموس و همسطح صفحه اکلوزال فک پایین قرار دارد.
یک تاج استخوانی ضخیم، که به عنوان کریستا اندوکورونوئیدا شناخته میشود، مرز قدامی شیار کولی را تشکیل میدهد و باید در حین تجویز IANB با آن تماس گرفته شود. تماس با این برآمدگی استخوانی به اطمینان از تزریق محلول بیحسی در مجاورت IAN، بدون آسیب مکانیکی به عصب و بالاتر از لینگولا، کمک میکند.
لینگولا یک برآمدگی استخوانی در قدام سوراخ فک پایین است. مهم است که IANB بالای لینگولا قرار گیرد زیرا رباط اسفنومندیبولار به لینگولا متصل میشود و این رباط فیبری میتواند از انتشار مؤثر محلول بیحسی جلوگیری کند.
اندیکاسیون
بیحسی موضعی برای مدیریت درد در دندانپزشکی ضروری است. درمانهای دندانپزشکی میتوانند با محرکهای مکانیکی، حرارتی یا شیمیایی همراه باشند و پاسخ دردناکی را ایجاد کنند. چنین درمانهای دندانپزشکی ممکن است شامل جراحی دهان، درمانهای پریودنتال، اندودنتیک، پروتز و ترمیمی باشد. بیحسی موضعی برای ایجاد بیحسی موقت جهت انجام درمان دندانپزشکی استفاده میشود.
کنترا اندیکاسیون
آلرژی شناخته شده به یک ماده بیحس کننده موضعی یا یکی از ترکیبات محلول بیحسی، استفاده از آن را منع میکند. آلرژی تنها منع مطلق بیحسی موضعی است. با این حال، برخی از عوامل یا تکنیکهای بیحسی باید در افراد خاص اجتناب شوند یا با احتیاط استفاده شوند.
علاوه بر این، سمیت و تداخلات بالقوه باید در نظر گرفته شود. سمیت میتواند ناشی از مصرف بیش از حداکثر دوز توصیه شده داروی بیهوشی یا استفاده همزمان از داروی بیهوشی توسط بیمار باشد. تداخلات دارویی با داروهای بیحسی موضعی نادر است. با این حال، تداخل داروهای منقبض کننده عروق با بتا بلاکرها، داروهای ضد افسردگی سه حلقهای، آمفتامینها و داروهای بیحسی فرار که منجر به فشار خون بالا و آریتمی قلبی میشود، گزارش شده است.
احتیاط برای شرایط زیر ضروری است:
۱- اختلال کبدی یا کلیوی
برای بیماران مبتلا به اختلال کبدی یا کلیوی، باید دوزهای پایینتر داروی بیهوشی در نظر گرفته شود، زیرا کاهش عملکرد کبد یا کلیه میتواند بر متابولیسم داروهای بیهوشی تأثیر بگذارد. لیدوکائین و مپیواکائین تقریباً به طور کامل در کبد متابولیزه میشوند و درصد کمی از آنها بدون تغییر در ادرار دفع میشوند. پریلوکائین توسط کلیهها، ریهها و کبد متابولیزه میشود. در حالی که برای آرتیکائین، تنها 10 تا 15 درصد از دارو توسط کبد متابولیزه میشود و داروی باقیمانده به اسید آرتیکاینیک، یک فرم غیرسمی و غیرفعال، در خون تبدیل میشود.
۲- بیماری قلبی عروقی
آدرنالین معمولاً به داروهای بیحسی موضعی اضافه میشود و احتیاط در مورد بیماران مبتلا به بیماریهای قلبی عروقی توصیه میشود. حداکثر دوز آدرنالین برای بیماران مبتلا به بیماریهای قلبی عروقی 0.04 میلیگرم توصیه میشود، در حالی که برای یک بزرگسال سالم 0.2 میلیگرم است.
با این حال، شواهد محدودی در مورد اثرات آدرنالین موجود در بیحسی موضعی بر روی بیماران مبتلا به بیماری قلبی عروقی وجود دارد. استفاده از دوز پایین آدرنالین به طور قابل توجهی بر فشار خون یا ضربان قلب تأثیر نمیگذارد. عوارض جانبی میتواند با تزریق داخل عروقی، تزریق در ناحیهای با عروق زیاد یا بیش از دوز توصیه شده مرتبط باشد.
علاوه بر این، تزریق داخل رباطی و داخل استخوانی با بیحسکنندههای حاوی آدرنالین برای بیماران مبتلا به بیماری قلبی عروقی توصیه نمیشود زیرا دارو با این تکنیکها به سرعت وارد گردش خون میشود.
۳- بیماران مسن
هنگام تزریق بیحسی موضعی به سالمندان احتیاط ضروری است و به دلیل کاهش عملکرد کلیه و کبد، باید دوزهای پایینتر در نظر گرفته شود. بیماریهای قلبی عروقی نیز در سالمندان شایعتر است و محدود کردن استفاده از آدرنالین باید در نظر گرفته شود.
۴- بارداری
لیدوکائین میتواند نسبتاً بیخطر باشد و هیچ مدرک روشنی وجود ندارد که نشان دهد بیحسی موضعی خطر عوارض را برای مادر یا جنین افزایش میدهد. با این حال، هرگونه بیحسی موضعی که تجویز میشود میتواند از جفت عبور کرده و وارد جنین شود. بنابراین، اپراتور باید مزایا و خطرات بیحسی موضعی را با توجه به سلامت مادر و جنین، آخرین شواهد مربوط به بیحسی موضعی و خطر به تأخیر انداختن درمان، بسنجد. به طور کلی توصیه میشود که درمانهای دندانپزشکی انتخابی در سه ماهه اول و سوم بارداری به تعویق بیفتد.
برخی از پزشکان از مصرف پریلوکائین به همراه فلیپرسین در دوران بارداری خودداری میکنند، زیرا از نظر تئوری خطر القای زایمان با فلیپرسین و متهموگلوبینمی جنینی با پریلوکائین وجود دارد. با این وجود، این عوارض در دوزهای پایین مورد استفاده در دندانپزشکی نادر هستند.
۵- بیمارانی که اختلالات خونریزی دارند یا داروهای ضد انعقاد مصرف میکنند
تکنیکهای نفوذ موضعی برای بیماران مبتلا به اختلالات خونریزی ارثی نسبت به بیحسی بلوکی ترجیح داده میشوند. این به دلیل خطر هماتوم داخل عضلانی با احتمال اختلال در راه هوایی مرتبط با بلوکهای عصبی IAN یا PSA در این بیماران است. اگرچه برخی از پزشکان ممکن است نگران بیحسی بلوکی در بیماران مصرفکننده داروهای ضد انعقاد باشند، مطالعات نشان میدهد که میتوان از بلوکهای فک پایین برای بیماران مصرفکننده داروهای ضد انعقاد با خیال راحت استفاده کرد.
تجهیزات مورد نیاز بی حسی موضعی
۱- تجهیزات حفاظت فردی
۲- سرنگ دندانپزشکی
۳- یک سوزن دندانپزشکی با گیج ۲۵، ۲۷ یا ۳۰، کوتاه یا بلند، بسته به تکنیک بیحسی
۴- محلول بیحسی موضعی
داروهای بیحسی موضعی
بیحسکنندههای موضعی به دو دسته تقسیم میشوند: آمیدها و استرها.
بیحسکنندههای آمیدی در دندانپزشکی رایج هستند، از جمله لیدوکائین، پریلوکائین، مپیواکائین و بوپیواکائین. آرتیکائین یک بیحسکننده آمیدی با پیوند استری است. بیحسکنندههای استری کمتر در دندانپزشکی استفاده میشوند، اما داروهایی مانند بنزوکائین ممکن است برای بیحسی موضعی استفاده شوند.
استاندارد طلایی و پرکاربردترین بیحسی موضعی در دندانپزشکی، لیدوکائین است که به دلیل ایمنی و اثربخشی آن مورد استفاده قرار میگیرد. آدرنالین به لیدوکائین اضافه میشود تا خواص گشادکننده عروق آن را خنثی کند و جذب دارو را به تأخیر بیندازد، که این امر مدت زمان بیحسی را طولانیتر کرده و خطر سمیت را کاهش میدهد.
آرتیکائین همراه با آدرنالین، اگرچه به اندازه لیدوکائین مورد استفاده قرار نمیگیرد، اما به دلیل حلالیت برترش، به شدت مورد توجه قرار گرفته است. آرتیکائین به دلیل حلقه تیوفن خود، حلالیت بالایی در چربی دارد و میتواند راحتتر از سایر بیحسکنندهها در استخوان فک بالا و پایین منتشر شود. تزریق باکال آرتیکائین به ویژه در فک پایین خلفی مفید است، زیرا برخلاف سایر داروها، آرتیکائین میتواند به استخوان متراکم قشری نفوذ کند تا IAN را بیحس کند. لازم به ذکر است که آرتیکائین به دلیل خطر بیشتر آسیب عصبی برای IANB توصیه نمیشود.
در مقایسه، پریلوکائین و مپیواکائین خواص گشادکنندگی عروق ضعیفی دارند و میتوانند بدون آدرنالین استفاده شوند. هر دو بیحسکنندههای کوتاهاثر هستند و گزینههای خوبی برای کودکان، سالمندان و بیمارانی هستند که منع مصرف آدرنالین دارند.
کودکان بیشتر مستعد آسیب بافت نرم هستند و هنگام بیحسی، ناخواسته بافتهای نرم را گاز میگیرند؛ بنابراین، یک بیحسکننده کوتاهاثر میتواند مفید باشد.
مپیواکائین داروی بیحسی انتخابی برای بیماران مبتلا به بیماریهای قلبی عروقی است. علاوه بر این، مطالعات نشان میدهد که مپیواکائین میتواند در بیحس کردن دندانهایی با پالپیت برگشتناپذیر، نسبت به سایر داروها موفقتر باشد .
بوپیواکائین یک داروی بیحسی طولانیاثر است که اثرات آن تا هشت ساعت ادامه دارد، به این معنی که در دندانپزشکی که اغلب به بیحسی طولانیمدت نیاز نیست، کمتر استفاده میشود.
آماده سازی
سابقه پزشکی بیمار، شامل هرگونه بیماری، دارو و آلرژی، باید بررسی شود زیرا این امر میتواند بر انتخاب داروی بیحسی تأثیر بگذارد. وزن بیمار باید مشخص باشد تا از دوز بیخطر محلول بیحسی تجاوز نشود.
سرنگ دندانپزشکی توسط اپراتور یا دستیار دندانپزشک مونتاژ میشود و داروی بیحسی مورد استفاده و تاریخ انقضای آن تأیید میشود. در زیر نور مناسب، بیحسی موضعی در حالی که بیمار روی صندلی دندانپزشکی در حالت خوابیده به پشت یا نیمهخوابیده قرار دارد، انجام میشود. قبل از اعمال بیحسی موضعی، نشانههای آناتومیک مشاهده میشوند. علاوه بر این، میتوان قبل از تزریق، از بیحسی موضعی یا انجماد برای کاهش ناراحتی استفاده کرد.
تکنیک های تزریق بی حسی
1- بی حسی انفیلتراسیون
۱. انفیلتراسیون باکال
سوزن به عمق 2 یا 3 میلیمتر در شیار باکال مجاور دندان مورد نظر برای درمان وارد میشود. محلول در سراسر پریوست و استخوان آلوئولار پخش میشود تا اعصابی که حس دندان، پریودنشیوم و لثه باکال را تأمین میکنند، بیحس کند.
بیحسی نفوذی معمولاً برای فک بالا در نظر گرفته میشود زیرا ساختار متخلخل فک بالا اجازه میدهد محلول بیحسی به راحتی به استخوان نفوذ کند. با این حال، معرفی آرتیکائین، تزریق بیحسی باکال در فک پایین را تسهیل کرده است. آرتیکائین حلالیت بالایی در چربی دارد و میتواند برای تزریق بیحسی باکال در فک پایین خلفی به عنوان جایگزین یا مکمل IANB استفاده شود. میزان موفقیت 84 تا 94 درصد برای توانایی تزریق بیحسی باکال آرتیکائین در بیحس کردن دندانهای آسیای فک پایین گزارش شده است.
علاوه بر این، مطالعات نشان دادهاند که بیحسی کام میتواند پس از تزریق آرتیکین به فک بالا و گونه انجام شود و نیاز به تزریق جداگانه به کام را از بین ببرد.
۲. انفیلتراسیون پالاتال
میتوان از تزریق پالاتال برای بیحس کردن انتهای عصب نازوپالاتین یا پالاتین بزرگ استفاده کرد و در نتیجه بیحسی لثه پالاتال را فراهم کرد. این تزریق اغلب به دلیل جدا شدن موکوپریوستئوم که محکم به هم چسبیده است از استخوان کام سخت زیرین، دردناک توصیف میشود. روشهای کاهش ناراحتی ممکن است شامل بیحسی موضعی، خنک کردن، اعمال فشار با دسته آینه یا کمی عقب کشیدن سوزن قبل از تزریق باشد.
۳. انفیلتراسیون اینتراپاپیلاری
گاهی اوقات میتوان از تزریق داخل پاپیلاری (که به عنوان ترانس پاپیلاری نیز شناخته میشود) برای جلوگیری از نیاز به تزریق پالاتال استفاده کرد. پس از تزریق باکال، سوزن از طریق پاپیلای بین دندانی باکال وارد شده و از بالای استخوان آلوئولار عبور میکند تا به پاپیلای پالاتال برسد. این تکنیک پاپیلای بین دندانی پالاتال و لثه آزاد پالاتال را بیحس میکند. تزریق داخل پاپیلاری معمولاً برای دندانهای شیری استفاده میشود.
2- بلوکهای فک بالا
۱. بلوک آلوئولار خلفی فوقانی
برای بیحس کردن دندانهای آسیای فک بالا، به جز ریشه مزیوباکال دندان آسیای اول، استفاده میشود. همچنین پریودنشیوم آنها و بافتهای نرم باکال مجاور را بیحس میکند. سوزن به عمق 15 میلیمتر در وستیبول باکال دیستال به گونه با زاویه 45 درجه نسبت به صفحه اکلوزال وارد میشود و 1 میلیلیتر محلول بیحسی تزریق میشود.
۲. بلوک آلوئولار فوقانی میانی
دندانهای پرمولر فک بالا، ریشه مزیوباکال دندان مولر اول، پریودنشیوم آنها و بافتهای نرم باکال مجاور را بیحس میکند. سوزن 5 میلیمتر در وستیبول باکال مجاور دندان پرمولر دوم فک بالا وارد میشود و 1 میلیلیتر محلول بیحسی داده میشود.
۳. بلوک آلوئولار قدامی فوقانی
دندانهای پیشین و نیش فک بالا، پریودنشیوم و بافتهای نرم گونه را بیحس میکند. سوزن 5 میلیمتر در وستیبول گونه نیش فک بالا وارد میشود و 1 میلیلیتر محلول بیحسی داده میشود.
۴. بلوک اینفرا اربیتال
برای بیحس کردن دندانهای فک بالا، پریودنشیوم، بافتهای نرم گونه، برجستگی فک بالا و پوست پلک پایین، بینی، گونه و لب بالا در همان طرف استفاده میشود.
سوزن موازی با دندان آسیای کوچک دوم قرار میگیرد و در مخاط بالای این دندان وارد میشود. انگشتان دست غیرغالب اپراتور روی لبه زیر حدقهای قرار میگیرند و سوزن تا زمانی که در مجاورت سوراخ زیر حدقهای لمس شود، وارد میشود. به عنوان یک روش جایگزین، میتوان از یک رویکرد خارج دهانی با وارد کردن سوزن از طریق پوست و عضله در خط میانی مردمک چشم پس از تعیین مرز تحتانی لبه زیر حدقهای استفاده کرد.
۵. بلوک گریتر پالاتین
کام سخت همان طرف خلفی دندان نیش را بیحس میکند. سوزن در ورودی سوراخ کام بزرگ تا عمق کمتر از 5 میلیمتر وارد میشود تا زمانی که با استخوان تماس پیدا کند و 0.5 میلیلیتر محلول بیحسی تزریق میشود. سوراخ کام بزرگ یک فرورفتگی قابل لمس یا ناحیه نرم روی کام سخت است که معمولاً در سطح دندان آسیای سوم فک بالا یا 5 میلیمتر جلوتر از محل اتصال کام سخت و نرم و در نیمه راه بین خط میانی لثه و کام قرار دارد.
۶. بلوک نازوپالاتین
پره ماگزیلای پالاتال را به صورت دو طرفه بیحس میکند. در برخی از بیماران، این بیحسی، دندانهای پیشین فک بالا را نیز بیحس میکند. پس از تزریق باکال و داخل پاپیلاری، سوزن تا عمق کمتر از 5 میلیمتر وارد پاپیلای ثنایایی سفید شده میشود تا جایی که با استخوان تماس پیدا کند و نوک آن با بافت نرم جانبی پاپیلای ثنایایی تماس پیدا کند. معمولاً 0.25 میلیلیتر محلول بیحسی کافی است.
3- بلوکهای فک پایین
۱. بلوک عصب آلوئولار تحتانی (IANB)
این بلاک دندانهای فک پایین، پریوست، لب پایین، چانه و بافتهای نرم گونه را از دندانهای پرمولر تا خط میانی، در همان طرف بیحس میکند. عصب زبانی معمولاً به طور همزمان بیحس میشود و بیحسی را برای بافتهای نرم زبانی، زبان و کف دهان در همان طرف فراهم میکند. برای این تکنیک، ضروری است که بیمار دهان خود را به طور کامل باز کند. در غیر این صورت، عصب از نوک لینگولا دور میشود و ممکن است بیحسی حاصل نشود.
سرنگ دندانپزشکی بالای دندانهای پرمولر مقابل قرار میگیرد. یک سوزن بلند ۱ تا ۱.۵ سانتیمتر بالاتر از صفحه اکلوزال فک پایین، در ناچ تریگومندیبولار وارد میشود تا به فضای پتریگومندیبولار برسد.
فرورفتگی پتریگوتمپورال بین رافه پتریگومندیبولار و بریدگی تاجی شکل شاخ فک پایین قرار دارد. بریدگی تاجی شکل مقعرترین نقطه روی شاخ قدامی است و میتوان آن را قبل از تزریق با دست غیرغالب لمس کرد. سوزن 20 تا 25 میلیمتر وارد میشود تا به استخوان کریستا اندوکرونوئیدا برسد.
سپس سوزن به اندازه ۱ تا ۲ میلیمتر بیرون کشیده میشود، برای جلوگیری از تزریق داخل عروقی، آسپیراسیون انجام میشود و ۱.۵ میلیلیتر محلول بیحسی تزریق میشود. سپس سوزن در نیمه راه بیرون کشیده میشود و محلول باقیمانده برای بیحس کردن عصب زبانی تزریق میشود. با این وجود، IANB معمولاً عصب زبانی را بیحس میکند، حتی اگر این مرحله آخر حذف شود. شروع بیحسی معمولاً سه تا پنج دقیقه طول میکشد.
تکنیکهای IANB جایگزین
۲. تکنیک Gow Gates
تکنیک گو-گیتس، عصب فک پایین را در مجاورت محل تقسیم آن به اعصاب گوش-گیجگاهی، آلوئولار تحتانی، میلوهیوئید، لینگوال و باکال مسدود میکند . بنابراین، تمام این اعصاب بیحس میشوند و بیحسی به بافتهای سخت و نرم فک پایین همان طرف، دو سوم قدامی زبان، کف دهان، مخاط گونه و پوست گونه و گیجگاه اعمال میشود.
بیمار باید دهان خود را کاملاً باز کند تا کندیل بتواند بچرخد و به جلو حرکت کند. اپراتور کندیل را لمس میکند و گونه را با دست غیرغالب خود به عقب میکشد. سرنگ در سطح دندان نیش فک پایین سمت مقابل قرار میگیرد و یک سوزن بلند در سطح دندان آسیای دوم فک بالا و درست زیر محل اتصال عضله پتریگوئید جانبی وارد میشود. سوزن 25 میلیمتر به جلو رانده میشود تا با استخوان گردن کندیل تماس پیدا کند.
سپس سوزن به اندازه ۱ میلیمتر بیرون کشیده میشود و محلول پس از آسپیراسیون تزریق میشود. از بیمار خواسته میشود که پس از تزریق، دهان خود را به مدت ۲۰ ثانیه باز نگه دارد.
برای پزشکان باتجربه، رویکرد Gow-Gates با میزان موفقیت بالاتر و خطر کمتر آسپیراسیون مثبت نسبت به IANB معمولی همراه است. میزان موفقیت بالاتر ممکن است به بیحس کردن اعصابی که عصبدهی جانبی را فراهم میکنند، مانند عصب میلوهیوئید، نسبت داده شود. با این حال، شروع بیحسی آن کندتر و بین 5 تا 25 دقیقه است و در پزشکان بیتجربه، میتواند با میزان بالاتر عوارض و شکست همراه باشد.
۳. تکنیک وزیرانی-آکینوسی
تکنیک وزیرانی-آکینوسی، که به عنوان بلوک دهان بسته نیز شناخته میشود، برای بیماران مبتلا به تریسموس یا زمانی که نشانههای مورد استفاده برای IANB معمولی به وضوح مشخص نیستند، مفید است. این تکنیک اعصاب آلوئولار تحتانی، میلوهیوئید، لینگوال و باکال را در 5 تا 7 دقیقه بیحس میکند.
دهان بیمار بسته میماند و عضلات جونده شل میشوند و اپراتور قبل از تزریق، زائده کرونوئید را لمس میکند. یک سوزن بلند موازی با صفحه اکلوزال فک بالا، بین زائده کرونوئید و برجستگی فک بالا در سطح محل اتصال موکوژینژیوال دندانهای خلفی فک بالا وارد میشود.
شیب سوزن باید از راموس دور باشد تا انحراف به سمت راموس رخ دهد. سوزن تا عمق نصف عرض قدامی-خلفی
راموس پیش برده میشود. برای اکثر بزرگسالان، این عمق 25 میلیمتر از برجستگی فک بالا است و نوک سوزن بالای سطح مزیال دندان آسیای دوم فک بالا قرار میگیرد. محلول بیحسی پس از آسپیراسیون تزریق میشود. در این تکنیک، نباید با استخوان تماس پیدا کند. تماس با استخوان به این معنی است که سوزن خیلی به سمت خارج وارد شده است.
۴. بلوکهای منتال و اینسیزیو
اگرچه اعصاب منتال و اینسیزیو توسط IANB بیحس میشوند، اما بلوکهای منتال و اینسیزیو زمانی مفید هستند که بیحسی دو طرفه روی یا جلوی دندانهای پرمولر فک پایین مورد نظر باشد.
یک سوزن کوتاه در شیار باکال کنار سوراخ چانهای، که معمولاً بین نوک دندانهای پرمولر قرار دارد، وارد میشود. سوزن 5 تا 6 میلیمتر در حالی که لبه آن رو به استخوان است، وارد میشود و محلول بیحسی پس از آسپیراسیون تجویز میشود. فشار ملایم و ماساژ محل تزریق به مدت دو دقیقه اجازه میدهد تا محلول بیحسی وارد سوراخ چانهای شود و عصب ثنایایی را بیحس کند. بلوکهای چانهای و ثنایایی، بیحسی را برای دندانهای پرمولر، نیش، ثنایای پیشین و پریودنشیوم آنها، بافتهای نرم باکال، لب پایین و چانه فراهم میکنند. با این حال، بیحسی بافتهای زبانی ارائه نمیشود.
۵. بلوک عصب باکال
بلوک عصب باکال زمانی انجام میشود که بیحسی مخاط باکال یا لثه باکال دندانهای آسیای فک پایین مورد نیاز باشد. سوزن ۱ تا ۳ میلیمتر در دهلیز باکال، دیستال دندان آسیای دوم یا سوم، فرو برده میشود تا به استخوان برسد. نقطه ورود سوزن، داخلی بریدگی تاجی است. مقدار کمی محلول بیحسی، معمولاً ۰.۲۵ میلیلیتر، کافی است.
تکنیکهای بی حسی تکمیلی
تکنیکهای تکمیلی میتوانند زمانی مفید باشند که روشهای بلوک و انفیلتراسیون مرسوم نتوانستهاند بیحسی کافی ایجاد کنند.
۱- بیحسی داخل لیگامانی PDL
میتوان از یک سرنگ دندانپزشکی معمولی با سوزن کوتاه یا یک سرنگ مخصوص داخل لیگامانی استفاده کرد. سوزن با زاویه 30 درجه نسبت به محور طولی دندان وارد شیار لثه میشود تا به فضای لیگامان پریودنتال (PDL) برسد و تا حد امکان به سمت آپیکال پیش میرود. تزریق به آرامی در جهت مزیال انجام میشود و سپس به سمت دیستال تکرار میشود.
محلول بیحسی تحت فشار بالای تزریق از PDL به
استخوان اسفنجی مجاور منتشر میشود. شروع بیحسی سریع است، معمولاً ظرف 30 ثانیه. با این حال، مدت زمان بیحسی کوتاه است و عموماً 10 تا 45 دقیقه طول میکشد.
عوارض گزارش شده برای تزریق داخل لیگامانی شامل شکستگی کارتریج به دلیل فشار زیاد؛ آسیب به دندانهای رویش نیافته؛ آسیب به PDL؛ بیرون زدگی دندان؛ ناراحتی؛ و باکتریمی با خطر بالقوه اندوکاردیت برای بیماران پرخطر است. خطرات شکستگی کارتریج و ناراحتی را میتوان با تزریق آهسته کاهش داد. به طور کلی، 0.2 میلیلیتر از محلول طی 20 ثانیه تجویز میشود.
تکنیک داخل لیگامانی معمولاً پس از شکست درمان ریشه دندان (IANB) مورد استفاده قرار میگیرد و به نظر میرسد برای درمان خارج دندانی (exodontia) نسبت به درمان ریشه (endodontic) موفقتر است.از تزریق داخل لیگامانی باید در پریودنشیوم عفونی یا ملتهب اجتناب شود. همچنین باید از این روش در دندانهای شیری نیز اجتناب شود زیرا هیپومینرالیزاسیون مینای دندان یا هیپوپلازی دندانهای دائمی در حال رشد گزارش شده است.
۲- بیحسی داخل استخوانی
از دستگاههای تزریق داخل استخوانی مخصوص برای ایجاد سوراخ کوچکی در صفحه کورتیکال برای رسیدن به استخوان اسفنجی استفاده میشود و محلول بیحسی به آرامی از طریق این سوراخ تزریق میشود.مقدار کمی بیحسی قبل از سوراخ کردن از طریق نفوذ موضعی به لثه مجاور داده میشود تا ناراحتی کاهش یابد.
سوراخ کردن از طریق لثه چسبیده در نقطهای به فاصله ۲ میلیمتر بالاتر از محل اتصال دو خط فرضی انجام میشود. این خطوط به صورت افقی در امتداد حاشیههای لثه باکال و به صورت عمودی امتداد مییابند تا پاپیلای بین دندانی را که در دیستال دندانی که قرار است بیحس شود، قرار دارد، به دو قسمت تقسیم کنند.
شروع بیحسی سریع و اغلب فوری است و بیحسی معمولاً ۱۵ تا ۶۰ دقیقه طول میکشد، بسته به استفاده از منقبضکننده عروق. از تزریق داخل استخوانی باید در نزدیکی سوراخ چانهای و در محلهای عفونت پریاپیکال یا بیماری پریودنتال اجتناب شود.
۳- بیحسی داخل پالپی
یک سوزن کوتاه به داخل محفظه پالپ یا کانال ریشه تا نقطهای که محکم بسته میشود، وارد میشود و 0.2 تا 0.3 میلیلیتر محلول بیحسی تحت فشار وارد میشود. بیحسی به دلیل فشار و نه محلول بیحسی حاصل میشود و نتایج مشابهی هنگام استفاده از محلول نمکی به جای ماده بیحسی مشاهده شده است.
تزریق در تمام کانالهای دندانهای چند ریشهای توصیه شده است. علاوه بر این، یک روش جایگزین شرح داده شده این است که اجازه دهید محفظه پالپ به مدت 30 ثانیه در محلول بیحسی غوطهور شود.
۴- بیحسی داخل سپتوم
یک سوزن کوتاه با زاویه ۹۰ درجه، ۲ میلیمتر بالاتر از لبه لثه، وارد پاپیلای بین دندانی میشود. هنگام ورود سوزن به لثه، مقدار کمی محلول بیحسی تزریق میشود. سپس سوزن تا جایی که با استخوان تماس پیدا کند، پیش میرود و با اعمال فشار ملایم، ۱ تا ۲ میلیمتر دیگر به داخل سپتوم بین دندانی فشار داده میشود. سپس، ۰.۲ تا ۰.۴ میلیلیتر محلول بیحسی حداقل در ۲۰ ثانیه تزریق میشود. از تزریق داخل سپتوم در محلهای عفونت باید اجتناب شود.
محدوده بی حسی در تزریقات

عوارض تزریق بی حسی
۱- واکنشهای آلرژیک
آلرژی به بیحسکنندههای موضعی آمیدی بسیار نادر است و میزان بروز آن 0.1 تا 1 درصد گزارش شده است. برخی از بیماران ممکن است واکنش آلرژیک به ماده نگهدارنده سدیم متابیسولفیت که در بسیاری از بیحسکنندههای موضعی یافت میشود، نشان دهند. آلرژی به بیحسکنندههای استر، مانند بنزوکائین موضعی، شایعتر است. واکنشهای آلرژیک میتواند از زخم آفتی تا آنافیلاکسی متغیر باشد. پزشکان باید بتوانند چنین واکنشهایی را شناسایی و مدیریت کنند.
۲- عدم موفقیت در بی حسی
علل شکست بیحسی شامل تغییرات آناتومیکی، تکنیک ناکافی، اضطراب بیمار و عفونت یا التهاب موضعی است. شکست بیحسی بیشتر با روش مرسوم IANB مرتبط است. میزان موفقیت گزارش شده IANB 80 تا 85 درصد است. با این حال، میزان موفقیت کمتری از 19 تا 70 درصد برای دندانهای آسیای فک پایین با پالپیت برگشتناپذیر گزارش شده است.
عصبدهی جانبی یکی از علل شایع شکست بیحسی است و باید زمانی که IANB بیحسی لب پایین را فراهم میکند اما دندانها را بیحس نمیکند، به آن مشکوک شد. عصب میلوهیوئید میتواند عصبدهی جانبی دندانهای فک پایین را فراهم کند و IANB عموماً نمیتواند عصب میلوهیوئید را بیحس کند زیرا این عصب در بالای نقطه تزریق منشعب میشود. علاوه بر این، رباط اسفنومندیبولار یک مانع فیزیکی برای انتشار محلول بیحسی به عصب میلوهیوئید ایجاد میکند و عصب میلوهیوئید گاهی اوقات در داخل استخوان حرکت میکند.
تکنیکهای Gow-Gates، Vazirani-Akinosi یا تکنیکهای تکمیلی میتوانند به رفع مشکل عصبدهی فرعی میلوهیوئید کمک کنند. این تکنیکها همچنین میتوانند بر نارسایی ناشی از کانالهای فک پایین دوشاخه، که در 0.35 تا 1 درصد از جمعیت گزارش شده است، غلبه کنند.
علاوه بر این، اعصاب گونه و گوش بزرگ میتوانند در صورت وجود، از طریق سوراخ رترومولار، عصبدهی فرعی به دندانهای فک پایین را فراهم کنند. تزریق مقدار کمی بیحسکننده به ناحیه رترومولار میتواند به بیحس کردن هرگونه عصب فرعی که وارد سوراخ رترومولار میشود، کمک کند. علاوه بر این، عصبدهی عصب ثنایای سمت مقابل رایج است و هنگامی که بیحسی عمیق در دندانهای قدامی حاصل نشود، ممکن است بلوک عصب ثنایای سمت مقابل مورد نیاز باشد.
همچنین ارتباطی بین الگوی اسکلتی و شکست IANB وجود دارد، به طوری که خطر شکست IANB در بیماران با فک پایین رتروگناتیک بیشتر است. یک مطالعه نشان داد که میزان شکست برای بیماران با فک پایین رتروگناتیک 14.5٪ در مقایسه با 7.3٪ برای بیماران با الگوهای اسکلتی کلاس I است. این امر را میتوان با موقعیت بالاتر سوراخ فک پایین و دهانه کوچکتر در فک پایین رتروگناتیک، هر دو به دلیل کندیلهای کوتاه، توضیح داد. تزریق IANB در نقطهای بالاتر از حد معمول، یا استفاده از تکنیکهای جایگزین مانند روشهای Gow-Gates و Vazirani-Akinosi، برای بهبود موفقیت بیحسی در فک پایین رتروگناتیک پیشنهاد شده است.
علاوه بر این، عفونت pH محیط را کاهش میدهد و این اسیدیته میتواند بر اثربخشی بیحسی موضعی تأثیر بگذارد. توصیه میشود محلول بیحسی تا حد امکان از ناحیه عفونت دور تزریق شود.
pH محلول بیحسی نیز نقش دارد. بیحسی موضعی عموماً اسیدی است و pH لیدوکائین همراه با آدرنالین که معمولاً استفاده میشود، 3.5 است. مطالعات نشان دادهاند که افزایش pH بیحسی موضعی، به عنوان مثال، با بافر کردن با بیکربنات سدیم، میتواند سرعت شروع بیحسی را کاهش داده و ناراحتی بیمار را در حین تزریق کاهش دهد
۳- هماتوم
گاهی اوقات، خون میتواند نشت کند و تجمع یابد و هنگام سوراخ شدن رگ خونی توسط سوزن، هماتوم تشکیل دهد. هماتوم میتواند باعث درد، تورم صورت و تریسموس شود. در صورت مشکوک بودن به هماتوم، پزشک باید قبل از عزیمت بیمار، فشار وارد کند تا به توقف خونریزی کمک کند و از هموستاز اطمینان حاصل کند.
علاوه بر این، مواردی از بیمارانی گزارش شده است که سوراخ شدن شریان فک بالا منجر به هماتوم در حفره زیر گیجگاهی شده و در نتیجه فشار در عصب IAN و زبان ایجاد شده است و در نتیجه اختلالات حسی مانند هایپرآلژزی، آلودینیا و درد صورت ایجاد شده است . به دلیل بالاتر بودن نقطه ورود سوزن، خطر آسیب شریان فک بالا یا شبکه پتریگوئید با تکنیکهای Gow-Gates و Vazirani-Akinosi بیشتر است.
۴- تزریق داخل عروقی
تزریق داخل عروقی بیحسی موضعی میتواند منجر به لمس، اختلالات بینایی، سردرد و سرگیجه شود. بیمار باید تحت نظر باشد و به او اطمینان داده شود که علائم گذرا و خود محدود شونده هستند. با آسپیراسیون قبل از تزریق میتوان از تزریق داخل عروقی جلوگیری کرد. فشار منفی آسپیراسیون، اگر نوک سوزن داخل رگ خونی باشد، خون را به داخل کارتریج میکشد و به اپراتور هشدار میدهد که محلول بیحسی را در این محل تزریق نکند.
تکنیک مرسوم IANB بیشترین خطر آسپیراسیون مثبت را دارد. رگهای آلوئولار تحتانی در خلف IAN قرار دارند و میتوانند در طول IANB در معرض ترومای ناشی از سوزن قرار گیرند. در IANB، سوزن باید قبل از آسپیراسیون 1 تا 2 میلیمتر عقب کشیده شود زیرا ممکن است ورید آلوئولار تحتانی به استخوان گیر کند و منجر به نتیجه منفی کاذب آسپیراسیون شود.
۵- متهموگلوبینمی
تجاوز از حداکثر دوز بیهوشی استر یا پریلوکائین میتواند منجر به متهموگلوبینمی شود. متهموگلوبینمی زمانی است که آهن موجود در هموگلوبین از حالت فروس به حالت فریک تغییر میکند و متهموگلوبین ایجاد میکند. هموگلوبین فریک میل ترکیبی بالایی با اکسیژن دارد و از تجزیه اکسیژن و محرومیت بافتها و اندامها از اکسیژن جلوگیری میکند. این میتواند منجر به هیپوکسمی شود که علائمی مانند تنگی نفس و سیانوز دارد. این یک اورژانس پزشکی است، باید اکسیژن تجویز شود و با خدمات اورژانس تماس گرفته شود. این وضعیت با متیلن بلو داخل وریدی درمان میشود.
۶- شکستگی سوزنی
شکستگی سوزن یک عارضه نادر بیحسی موضعی با سوزنهای مدرن است. شایعترین علت شکستگی، حرکت ناگهانی است. این معمولاً شامل حرکت بیمار میشود، اما مواردی از حرکت دندانپزشک، تغییر جهت سوزن و بلع ناگهانی نیز گزارش شده است. بیماران ممکن است علائمی مانند درد، تریسموس، تورم و اختلال بلع را تجربه کنند. تعداد کمی از بیماران ممکن است بدون علامت باقی بمانند.
احتمال شکستگی سوزن در بلوکهای عصبی فک پایین و در صورت استفاده از سوزنی با قطر کوچک، بیشتر است. بنابراین، برای بلوکهای فک پایین باید از سوزن با گیج ۲۷ یا کمتر استفاده شود. باید از یک سوزن بلند استفاده شود تا حداقل ۵ میلیمتر از سوزن خارج از مخاط باشد تا در صورت شکستگی، امکان بازیابی آن وجود داشته باشد. فک پایین باید محکم نگه داشته شود و به بیمار توصیه شود که از حرکات ناگهانی خودداری کند. علاوه بر این، باید از خم کردن اولیه سوزن با فشار یا تکرار آن خودداری شود و در صورت نیاز به تزریق مکرر، سوزن باید تعویض شود.
اگر سوزن بشکند، قطعه شکسته باید در اسرع وقت برداشته شود. قطعات شکسته سوزن پس از بلوک فک پایین معمولاً در ناحیه پتریگومندیبولار قرار میگیرند. با این حال، مهاجرت به کانال شنوایی خارجی، ناحیه سطحی پشت گوش و قاعده جمجمه گزارش شده است.
۷- آسیب عصبی و تغییر حس
آسیب عصبی ممکن است ناشی از آسیب مستقیم توسط سوزن، آسیب به خونرسانی داخل عصبی که منجر به هماتوم فشرده کننده عصب میشود، یا سمیت عصبی محلول بیحسی باشد. اعتقاد بر این است که سمیت عصبی برای آرتیکائین و پریلوکائین بیشتر از لیدوکائین است.
آسیب عصبی میتواند منجر به از دست دادن موقت یا دائم حس شود. پس از IANB، میزان گزارش شده از اختلال حس موقت IAN و عصب زبانی از 0.15 تا 0.54 درصد متغیر است، در حالی که از دست دادن حس دائمی از 0.0001 تا 0.01 درصد متغیر است.
عصبی که بیشترین خطر آسیب را در طول IANB دارد، عصب زبانی است، زیرا بدون محافظ استخوانی لینگولا یا استخوان شیار کولی، نزدیک به مخاط قرار دارد. آسیب عصبی با نفوذ به فک بالا بسیار نادر است.
وقتی بیماری پس از بیحسی موضعی دچار از دست دادن حس میشود، باید بررسی دقیقی از توزیع از دست دادن حس انجام شود. بیمار تا زمان بهبودی به طور منظم پیگیری میشود و ارجاع به متخصص باید در نظر گرفته شود.
۸- عوارض چشمی
علائم چشمی به عنوان عوارضی پس از تزریق داخل عروقی به شریان فک بالا توصیف شدهاند. جریان رتروگراد محلول بیحسی به شریانهای اشکی و بینایی میتواند منجر به بیحسی اعصاب حرکتی چشم، قرقرهای و ابدوسنس شود. علائم ممکن است شامل دوبینی، افتادگی پلک، فلج چشم، آموروز، میدریاز، از دست دادن بینایی گذرا و سفید شدن پوست اطراف چشم باشد. این علائم معمولاً خود به خود برطرف میشوند.
۹- واکنشهای سایکولوژیک
اضطراب بیمار در مورد تزریق بیحسی یا خود درمان دندانپزشکی میتواند منجر به افزایش ضربان قلب، تغییرات فشار خون، تنگی نفس، رنگپریدگی، حالت تهوع، استفراغ و سنکوپ شود.
۱۰- ترومای بافت نرم
باید به بیماران هشدار داده شود که بافتهای نرم مانند لبها، گونهها و زبان پس از درمان دندانپزشکی هنوز میتوانند بیحس باشند و باید تا زمان از بین رفتن کامل بیحسی مراقب بود. این خطر وجود دارد که بیماران به دلیل بازخورد حسی ضعیف، این بافتهای نرم را گاز بگیرند و منجر به آسیب بافت نرم شوند.
۱۱- سمیت سیستمیک
اگر از حداکثر دوز ایمن بیحسی موضعی تجاوز شود، ممکن است مسمومیت رخ دهد و منجر به عوارض جانبی عصبی و قلبی شود. علائم عصبی تحریکی در ابتدا ظاهر میشوند. این علائم ممکن است شامل اختلالات بینایی، اختلالات حسی و تشنج باشد. به دنبال آن علائم افسردگی مانند کاهش هوشیاری رخ میدهد که میتواند منجر به کما و ایست تنفسی شود. تظاهرات قلبی میتواند از تاکیآریتمی تا برادیآریتمی و ایست قلبی متغیر باشد. دندانپزشکان باید بتوانند علائم سمیت را تشخیص داده و مدیریت کنند.
با عدم تجاوز از حداکثر دوز بیحسی بر اساس وزن بیمار، میتوان از سمیت جلوگیری کرد. جدول 2 حداکثر دوز محلولهای بیحسی رایج مورد استفاده در دندانپزشکی را نشان میدهد. درصد محلول بیحسی، گرم در هر 100 میلیلیتر را نشان میدهد. به عنوان مثال، یک محلول 2٪، 2 گرم در 100 میلیلیتر دارد، بنابراین 20 میلیگرم در میلیلیتر است.
برای محاسبه مقدار ماده بیحسکننده در یک کارتریج،
عدد میلیگرم بر میلیلیتر در کل محلول موجود در کارتریج، که معمولاً 1.8 میلیلیتر یا 2.2 میلیلیتر است
۱۲- فلج موقتی عصب فیشیال
فلج گذرای صورت یک عارضه نادر است و میتواند فوری یا با تأخیر رخ دهد. فلج فوری میتواند به دلیل بیحسی مستقیم عصب صورت پس از تزریق به غده پاروتید، زمانی که IANB خیلی خلفی تزریق شود، رخ دهد. ضعف صورت در عرض چند دقیقه پس از تزریق رخ میدهد و در عرض 3 ساعت برطرف میشود.
فلج تأخیری چند ساعت یا چند روز پس از تجویز بیحسی موضعی رخ میدهد و بهبودی میتواند از 24 ساعت تا چند ماه طول بکشد. مکانیسم آن پیچیدهتر است و نظریههای فرضی عبارتند از: ماده بیحسی یا آسیب مکانیکی ناشی از سوزن که منجر به رفلکس عروقی سمپاتیک و نوریت ایسکمیک میشود؛ ترومای مکانیکی که منجر به فعال شدن ویروس هرپس سیمپلکس یا واریسلا زوستر نهفته میشود و این عفونتهای ویروسی که منجر به التهاب غلاف عصبی و فلج صورت میشوند؛ آسیب عصبی ناشی از تجزیه محصولات بیحسی موضعی؛ باز ماندن طولانی مدت دهان که باعث کشش عصب صورت میشود؛ و تزریق داخل عروقی. محافظت از چشم با چشمبند هنگام بروز فلج گذرای صورت در بیمار بسیار مهم است. استفاده از اشک مصنوعی و عینک آفتابی نیز توصیه میشود.
۱۳- تریسموس
تریسموس میتواند ناشی از اسپاسم عضلانی در صورت عبور سوزن از عضله جونده یا ناشی از هماتومی باشد که مانع از حرکات فک پایین میشود. تریسموس معمولاً به صورت محافظهکارانه با رژیم غذایی نرم، مسکن و فیزیوتراپی مدیریت میشود.

































