آشنایی با مفاهیم پایه جراحی ایمپلنت
ایمپلنت دندان یکی از پیشرفتهترین و موثرترین روشهای جایگزینی دندانهای از دست رفته محسوب میشود. با پیشرفت تکنولوژی در دندانپزشکی، روشهای نوینی برای درمان مشکلات دندانی به وجود آمده است که استفاده از ایمپلنت دندان یکی از آنها است. این روش علاوه بر تأمین کارایی و زیبایی دندان، به حفظ ساختار فک و جلوگیری از تحلیل استخوان نیز کمک میکند.
آشنایی با مفاهیم پایه در زمینه ایمپلنت دندان ضروری است، چرا که این اطلاعات میتواند به درک بهتر فرآیند ایمپلنت دندان، مراحل درمان، و مراقبتهای پس از آن کمک کند. از اجزای تشکیلدهنده ایمپلنت تا تکنیکهای جراحی، هر یک از مفاهیم پایهای در این حوزه نقش مهمی در موفقیت و دوام درمان دارند.
در این آموزش که توسط دکتر حمید پاچناری متخصص و جراح فک و صورت گردآوری شده، به بررسی مباحث اساسی در زمینه ایمپلنت دندان خواهیم پرداخت، از جمله انواع ایمپلنتها، فرآیند قرار دادن آنها، و عوامل مؤثر در نگهداری و مراقبت از ایمپلنتها. هدف ما این است که به شما کمک کنیم تا با پیبردن به این مفاهیم، دانش و آگاهی لازم برای انجام بهترین تصمیمات در زمینه بهبود سلامت دهان و دندان خود را کسب نمایید.
اتصال ایمپلنت به استخوان osteointegration
استئواینتگریشن را به عنوان تماس مستقیم بین ایمپلنت و استخوان زنده در سطح میکروسکوپ نوری توصیف می کنیم. با گذشت زمان، رزوه ها محکم به استخوان چسبیده و قابل جدا شدن نيستند و پیوندی بین استخوان و سطح تیتانیوم ایجاد می شود.
البته در صورتی که پروتکل درمانی با دریل دقیق تیز، روشهای دریلینگ استاندارد، الزامات خنکسازی و شستشو، تکنیکهای جایگذاری ایمپلنت و پروتکلهای بارگذاری پروتز که برای به حداقل رساندن گرما و دناتوراسیون استخوان طراحی شده اند، رعایت شوند. این پروتکلها در کنار هم منجر به بازسازی استخوان، به جای جایگزینی با بافت نرم فیبری، در اطراف ایمپلنت می شوند.
استئواینتگریشن همچنین به عنوان stability ثانویه شناخته میشود. هنگامی که ایمپلنتها به صورت جراحی قرار میگیرند، به ساختار ماکرو ایمپلنت متکی هستند، یا شکل کلی ایمپلنت، برای ایجاد stability اولیه، که عامل پایداری مکانیکی یا اصطکاکی در استخوان است.
با ترمیم استخوان، فرآیند ادغام استخوانی، پایداری ثانویه ایجاد میکند که مسئول موفقیت طولانی مدت ایمپلنت است. در طول فرآیند ترمیم استخوان پس از قرار دادن ایمپلنت، پایداری اولیه کاهش مییابد در حالی که پایداری ثانویه با تشکیل استخوان جدید افزایش مییابد.
مفهوم بیومکانیکی استابیلیتی ثانویه یا استئواینتگریشن ایمپلنتهای دندانی به عنوان یک ارتباط ساختاری و عملکردی بین استخوان تازه تشکیل شده و سطح ایمپلنت توصیف شده است.
در پایان مرحله بازسازی، حدود 60 تا 70 درصد از سطح ایمپلنت در تماس با استخوان است.
معیارهای زیر موفقیت بالینی ایمپلنت را نشان می دهند:
۱. ایمپلنت هیچ حرکت بالینی نشان ندهد.
۲. رادیوگرافی هیچ نشانهای از رادیولوسنسی بین ایمپلنت و استخوان نشان ندهد.
۳. تحلیل استخوان حاشیهای سالانه کمتر از 0.2 میلیمتر پس از سال اول استفاده باشد.
۴. عدم وجود درد، ناراحتی یا عفونت مداوم.
میزان موفقیت ۸۵٪ در پایان یک دوره مشاهده ۵ ساله و ۸۰٪ در پایان یک دوره ۱۰ ساله
تعیین stability ایمپلنت
پایداری اولیه عامل مهمی در بقای ایمپلنت است. بدون پایداری اولیه، ایمپلنت در طول فرآیند ترمیم دچار حرکات ریز شود که ممکن است فرآیند ادغام استخوانی را به خطر بیندازد.
معمولاً از دو روش برای تعیین پایداری اولیه استفاده میشود:
۱. تورک قرار دادن فیکسچر با تورک رنچ
نیروی چرخشی است که در طول قرار دادن جراحی ایمپلنت دندانی در محل آماده شده ثبت میشود و بر حسب نیوتن سانتیمتر بیان میشود. اگرچه در شکلگیری یک تصور بالینی از پایداری اولیه مفید است، اما این اندازهگیری میتواند تحت تأثیر ساختار ماکرو ایمپلنت و رابطه مقایسهای بین آن طرح و شکل استئوتومی جراحی قرار گیرد.
۲. آنالیز فرکانس رزونانس RFA
اندازهگیریهای پایداری RFA اساساً یک بار خمشی اعمال میکنند که لود و جهت اکلوژن را تقلید میکند و اطلاعاتی در مورد سختی محل اتصال ایمپلنت-استخوان ارائه میدهد.
ضریب پایداری ایمپلنت (ISQ) اندازهگیری (بر اساس مقیاس 1 تا 100) از پایداری جانبی ایمپلنت دندانی است که به عنوان جایگزینی برای تورک رنچ عمل میکند.
ساختار کلی ایمپلنت
ساختار کلی ایمپلنت، یا شکل کلی آن، به گونهای طراحی میشود که قرارگیری دقیق، پایداری اولیه در استخوان و توزیع نیروها در استخوان را بهینه کند.
ساختار کلی غالب برای ایمپلنتهای اندوستئال ریشهای، شکل پیچ است که شامل پیچ با دو طرف موازی cylinderic و پیچ مخروطی شکل tapered میشود.
طرح پیچ مخروطی برای ارائه دو مزیت نسبت به ایمپلنت با دو طرف موازی توسعه داده شد:
افزایش پایداری اولیه و انطباق آناتومیک.
طرح ایمپلنت پیچ مخروطی میتواند پایداری اولیه بهبود یافته را فراهم کند زیرا استخوان را در مناطقی که کیفیت استخوان کاهش یافته است، متراکم میکند.
ایمپلنتهای پیچ مخروطی همچنین نیروهای اکلوزالی را به میزان بیشتری نسبت به انواع دیواره موازی به استخوان مجاور توزیع میکنند. علاوه بر این، شکل آناتومیک این طرح باعث میشود سوراخ شدن دیوارههای استخوانی باکال و لینگوال کمتر اتفاق بیفتد و فرصت مطلوبتری برای قرار دادن ایمن ایمپلنت بین ریشههای دندان مجاور ایجاد میکند.
ایمپلنتهای مخروطی پایداری اولیه بهتری نسبت به ایمپلنتهای با دو طرف موازی دارند.
رزوههای ایمپلنت threads
ایمپلنتهای دندانی موجود در بازار امروز در چندین طراحی رزوه مختلف وجود دارند؛
کرست crest ، سطح بیرونی رزوه است و دو طرف رزوه را به هم متصل میکند. قطر اندازهگیری شده در اطراف کرست، قطر بیرونی (OD) ایمپلنت است.
روت root، سطح داخلی رزوه است و دو طرف رزوه را به هم متصل میکند. قطر اندازهگیری شده در اطراف روت، قطر داخلی (ID) ایمپلنت است.
زاویه هلیکس helix angle، زاویه بین دیواره رزوه و محور عمود را توصیف میکند.
پیچ pitch، فاصله بین دو رزوه مجاور است. پیچ بزرگتر، در دریل استخوان تهاجمیتر در نظر گرفته میشود.
لید، فاصله محوری است که ایمپلنت با یک چرخش کامل وارد میشود .
هندسهی رزوهها خود بر توزیع تنش در اطراف ایمپلنت تأثیر میگذارد. به نظر میرسد رزوههای عمیقتر، به ویژه در استخوانهای با کیفیت پایین، پایداری اولیه را بهبود میبخشند.
– رزوههای V، رزوههای مربعی و رزوههای باترس، اشکال رزوه ایمپلنت دندانی با سابقهی طولانی استفادهی موفقیتآمیز هستند. این رزوهها برای پخش کردن بارهای اکلوزالی به استخوان اطراف ایمپلنت عمل میکنند. با این حال، از نظر شکل، استحکام ذاتی و نحوهی انتقال نیروها متفاوت هستند.
رزوههای V قوی هستند، اما نیروهای برشی بیشتری را به استخوان اطراف منتقل میکنند.
– اشکال رزوه مربعی، نیروهای اکلوزالی را با نیروی برشی کمتری نسبت به رزوههای V منتقل میکنند.
– رزوههای باترس، نیروهای برشی را به روشی مشابه رزوههای مربعی به حداقل میرسانند و پایداری اولیهی عالی را با بهترین ویژگیهای هر دو فرم رزوه V و مربعی ترکیب میکنند.
ایمپلنت self tapping برای استفاده در استخوانهای با تراکم کمتر و بهبود پایداری اولیه ایمپلنت استفاده میشوند. در ایمپلنتهای بدون self tapping، دریل ایتخوان تا اندازهای نزدیک به قطر خارجی ایمپلنت آماده میشود، در حالی که در ایمپلنتهای self tapping، دریل تقریباً به اندازه قطر داخلی ایمپلنت آماده میشود.
اکثر ایمپلنتهای مورد استفاده امروزی دارای طراحی پیچ تیپر هستند که دارای ویژگی سلف-تپینگ هستند و نیاز به tapping در استخوانها به جز متراکمترین آنها را از بین میبرند.
میکروتردها microthreads
میکروتردها مجموعهای از رزوهها با pitch کوچک هستند که در قسمت collar ایمپلنت قرار میگیرند. میکروتردها به پخش شدن نیروها از کولار ایمپلنت کمک میکنند و میتوانند به حفظ ارتفاع استخوان کرستال کمک کنند.
ایمپلنتهای اندوستئال
ایمپلنت دندانی درون استخوانی برای قرار گرفتن درون استخوان آلوئولار یا بیس فک پایین یا فک بالا طراحی شده است.
دو نوع اساسی ایمپلنت درون استخوانی وجود دارد، تیغهای و ریشهای .
برخلاف طرحهای قبلی، مانند پریوستئال یا ترانسوستئال، که در آنها معمولاً یک ایمپلنت برای درمان کل قوس ساخته میشود، ایمپلنتهای درون استخوانی واحدهای جداگانهای هستند.
این طرح به پزشک این امکان را میدهد که تعداد و اندازه ایمپلنتهای قرار داده شده در بیمار را تغییر دهد تا حداکثر استفاده از آناتومی استخوان را داشته باشد و به درستی از پروتز پشتیبانی کند. این امر انعطافپذیری قابل توجهی بیشتری را در برنامهریزی درمان و طراحی پروتز فراهم میکند و گزینههای بهتری را برای نگهداری طولانی مدت و همچنین برای مقابله با هرگونه عوارض آینده فراهم میکند. ایمپلنتهای اندوستئال در حال حاضر پرکاربردترین انواع ایمپلنت هستند.
ایمپلنتهای اندوستئال مدرن با ساختاری ماکرو که پایداری اولیه را بهینه میکند و ساختاری ریز با بافت سطحی که باعث بهبود ادغام استخوانی میشود، طراحی شدهاند. به طور مشابه، پروتکلهای جراحی و ترمیمی توصیه شده برای ارتقاء و حفظ پایداری اولیه و ادغام استخوانی ایمپلنت طراحی شدهاند.
ایمپلنتهای پیچی شکل
ایمپلنتهای پیچی شکل، که در آنها بدنه ایمپلنت در بیشتر یا تمام طول خود دارای رزوههای پیچی است، به رایجترین طرح ایمپلنت مورد استفاده تبدیل شدهاند. طرحهای فعلی دارای پایداری اولیه بهبود یافته و پروتکلهای سادهشده قرارگیری جراحی هستند که هزاران پزشک را در سراسر جهان، پس از دریافت آموزش و تجربه لازم، قادر ساخته است تا میلیونها بیمار را با موفقیت در سراسر جهان درمان کنند. ایمپلنت اولیه برنمارک یک طرح با دیوارههای موازی بود که دارای بدنه ایمپلنتی بود که قطر یکسانی را در تمام طول خود حفظ میکرد. طرحهای فعلی دارای طرح پیچ مخروطی هستند که در آن قطر بدنه ایمپلنت به سمت رأس کاهش مییابد .
ایمپلنت یک قطعه ای one piece در مقابل دو قطعه ای two pieces
طرح ایمپلنت دو تکه شامل یک بدنه ایمپلنت است که لنگرگاه را در استخوان فراهم میکند و یک پلتفرم که اتصال را فراهم میکند. این کانکشن برای اتصال ایمپلنت به قطعات و اجزای مختلف و در نهایت به اباتمنت یا پروتز استفاده میشود.
ایمپلنت یک تکه، یک پایه به عنوان بخشی از ایمپلنت دارد. ایمپلنتهای با قطر کوچک ایمپلنتهای با قطر
کوچک (SDI)، که اغلب مینی ایمپلنت نامیده میشوند ، ایمپلنتهای پیچی شکل با قطر 1.8 تا 2.9 میلیمتر و طول 10 تا 18 میلیمتر هستند. کاربرد اصلی SDIها برای درمان بیمارانی است که ریجهای باقیمانده نازکی دارند که امکان قرار دادن ایمپلنتهای استاندارد 3 میلیمتر و بیشتر را ندارند و به عنوان جایگزین درمانی برای تقویت جانبی ریج استفاده میشوند.
علاوه بر موارد ریج نازک، برای نگه داشتن پروتز در طول بهبود ایمپلنت و به عنوان دستگاههای تکیهگاه ارتودنسی نیز استفاده شدهاند.
ایمپلنتهای هم سطح استخوان bone level در مقابل ایمپلنتهای هم سطح بافت tissue level
اکثر ایمپلنتهای root form را میتوان به عنوان ایمپلنتهای همسطح استخوان توصیف کرد، زیرا طوری طراحی شدهاند که یقه آنها در راس استخوان یا نزدیک آن قرار گیرد. این طراحی انعطافپذیری بیشتری را برای ترمیم بافت نرم اطراف ایمپلنت فراهم میکند.
ایمپلنتهایی که برای قرار دادن یقه در حاشیه بافت نرم یا نزدیک آن طراحی شدهاند، ایمپلنتهای همسطح بافت نامیده میشوند .
بُعد عمودی محل اتصال دندان-لثه، متشکل از عمق سولکوس (SD)، اپیتلیوم جانکشنال (JE) و اتصال بافت همبند (CTA)، یک بُعد فیزیولوژیکی شکل گرفته و پایدار است که متعاقباً عرض بیولوژیکی نامیده میشود و این واحد در سطحی وابسته به محل تاج استخوان آلوئول تشکیل میشود.
ایمپلنتهای همسطح بافت برای افزایش فاصله سطح تماس ایمپلنت-پایه توسعه داده شدند.
از سطح استخوان برای فراهم کردن عرض بیولوژیکی مورد نیاز. طرحهای سطح استخوان بعداً با اتصالات مخروطی و پلتفرم سوئیچینگ توسعه داده شدند که اهداف مشابهی را دنبال میکنند.
سطوح ایمپلنت surface treatment
ریزساختار ایمپلنت به ساختار سطحی یا درجه زبری سطح ایمپلنت دندانی اشاره دارد. ساختار سطحی ایمپلنتهای دندانی برای چسبندگی و تمایز سلولها در طول فرآیند بازسازی استخوان بسیار مهم است.
پس از ماشینکاری ایمپلنت تیتانیوم یا آلیاژ تیتانیوم، تماس با هوا باعث ایجاد فوری سطح اکسید تیتانیوم روی ایمپلنت میشود.
این اصلاحات را میتوان بسته به اینکه آیا ماده در طول طراحی سطح، برداشته یا روی سطح ایمپلنت رسوب داده میشود، به فرآیندهای کاهشی و افزایشی تقسیم کرد.
زبری سطح ایدهآل در محدوده 1 تا 2 میکرومتر به نظر میرسد درجه زبری بهینه را برای ارتقای ادغام استخوانی فراهم میکند.
حفرهها، شیارها و برآمدگیها، میکروتوپوگرافی را مشخص میکنند و زمینه را برای پاسخهای بیولوژیکی در سطح مشترک استخوان و ایمپلنت فراهم میکنند.
فرآیندهای کاهشی شامل موارد زیر است:
1. اسید اچینگ
2. بلاستینگ با مواد ساینده مانند سیلیکون یا HA؛ بلاستینگ با HA، که به عنوان محیط بلاست قابل جذب (RBM) شناخته میشود، به ویژه سودمند است زیرا برخلاف شن یا سندبلاست، هر ذرهای که روی سطح باقی بماند قابل جذب است
3. تریتمنت با لیزر
فرآیندهای افزایشی هدف یکسانی را دنبال میکنند و آن اصلاح سطح ایمپلنت تا حد نسبتاً زبری است و شامل موارد زیر میشوند:
HA .1
TPS .2
3. آنودایزینگ برای ضخیم کردن سطح اکسید تیتانیوم
پلتفورم و اتصالات ایمپلنت
نوع اتصال
اتصالات ایمپلنت توسط هندسه عناصر اتصال تعریف میشوند. طرح ایمپلنت Brånemark دارای یک شش ضلعی خارجی روی ایمپلنت است که با یک شش ضلعی داخلی روی پایه جفت میشود.
در مقابل، ایمپلنتهای اینترنال کانکشن دارای یک محفظه در داخل بدنه ایمپلنت هستند که یک برآمدگی خارجی پایه میتواند به آن متصل شود.
اتصالات داخلی رایج شامل شش ضلعی، هشت ضلعی و سه کاناله هستند و بسیاری از آنها شامل یک رابط مخروطی به عنوان بخشی از هندسه داخلی خود هستند .
طرحهای شش ضلعی خارجی امروزه به دلیل مزایای مکانیکی و ترمیمی اتصالات داخلی کمتر مورد استفاده قرار میگیرند.
شل شدن پیچ برای اتصالات شش گوش خارجی یک خطر است زیرا نیروهای جانبی بیشتری به پیچ اتصال منتقل میشوند .
پلتفرم سوئیچینگ
طرحهای سنتی ایمپلنت، مانند شش گوش خارجی Brånemark، قطر یکسانی را از یقه ایمپلنت تا قسمتی از پایه که به ایمپلنت متصل میشود، در طرحی که به عنوان اتصال edge to edge یا تطبیق پلتفرم شناخته میشود، حفظ میکردند.
وضعیتی که در آن اباتمنت در محل اتصال باریکتر از ایمپلنت است، سوئیچ پلتفرم نامیده میشود . نشان داده شده است که سوئیچ پلتفرم در کاهش تحلیل استخوان اطراف ایمپلنت مفید است و امکان حجم بیشتری از بافت نرم را در سطح تماس ایمپلنت-اباتمنت فراهم میکند تا به زیبایی بافت نرم کمک کند.
پروتکلهای جراحی
سه پروتکل جراحی مختلف برای سیستمهای ایمپلنت دو تکه استفاده می شود :
یک مرحلهای، دو مرحلهای و ترمیم فوری.
۱. با استفاده از پروتکل استاندارد یا دو مرحلهای، بدنه ایمپلنت، به همراه یک کاور اسکرو، تا زمان بهبودی اولیه استخوان، زیر بافت نرم مدفون می شود.
در طول جراحی مرحله دوم، هیلینگ به ایمپلنت متصل میشود که از محل اتصال ایمپلنت، از میان بافت نرم عبور کرده و وارد حفره دهان میشود.
۲. با رویکرد جراحی یک مرحلهای، جراح بدنه ایمپلنت و یک هیلینگ اباتمنت را قرار میدهد که از میان بافت نرم بیرون میآید و نیاز به جراحی دوم را از بین می برد.
۳. با رویکرد ترمیم فوری، بدنه ایمپلنت و یک اباتمنت پروتزی هر دو در جراحی اولیه قرار میگیرند. سپس یک هیلینگ کپ به اباتمنت متصل میشود.
قرار دادن فوری پس از کشیدن دندان immediate در مقابل قرار دادن در محلهای ترمیم شده
پروتکل استاندارد منتشر شده توسط برنمارک و همکارانش بیان میکرد که پس از کشیدن دندان، محل باید قبل از قرار دادن ایمپلنت، بهبود یابد.
کارهای پیشگامانه، میزان موفقیت بالایی را برای ایمپلنتهایی که بلافاصله پس از کشیدن دندان در آلوئول قرار میگیرند، نشان داد. روشی که به عنوان ایمپلنت فوری شناخته میشود، به عنوان روشی برای جایگزینی فوری ایمپلنت برای دندان غیرقابل ترمیم، توسعه داده شد و رواج یافت.
پیوند استخوان
حجم ناکافی استخوان ممکن است در اثر آتروفی پس از کشیدن دندان، تروما، نقص مادرزادی یا رزکشن جراحی ایجاد شود.
از آنجا که حجم کافی استخوان در محل جراحی، پیشنیاز ضروری برای قرار دادن موفقیتآمیز ایمپلنت است، تکنیکهای پیوند استخوان برای تسهیل درمان ایمپلنت توسعه یافتهاند که در غیر این صورت برای برخی از بیماران انتخاب دیگری نبود.
پیوند استخوان می تواند قبل از قرار دادن ایمپلنت انجام شوند، در حالی که پیوند همزمان به روشهایی اشاره دارد که همزمان با قرار دادن ایمپلنت انجام میشوند. در حال حاضر تکنیکهای جایگزین متعدد و عوامل و مواد زیستی مختلفی برای تقویت استخوان برای موارد مختلف استفاده میشود.
مواد مورد استفاده برای پیوند استخوان
مواد مورد استفاده برای افزایش حجم استخوان عبارتند از :
۱. پیوندهای استخوانی اتوژن
از یک محل مجاور یا دور دست در همان بیمار برداشت میشوند و برای پیوند ناحیهی تحلیل استفاده میشوند. به دلیل پتانسیل استخوانسازی و ریسک پایین برای بیمار،
پیوندهای اتوژن به عنوان ماده ایدهآل پیوند استخوان در نظر گرفته میشوند.
۲. آلوگرافتها
پیوندهای استخوانی هستند که از اجساد همان گونه برداشت شده و برای حذف آلودگی و پتانسیل آنتیژنی پردازش میشوند. پیوندها توسط بانکهای بافت دارای مجوز ویژه به صورت پودر یا بلوک تهیه میشوند.
۳. زنوگرافتها
پیوندهای استخوانی مشتق شده از منابع غیرانسانی هستند. پیوندهای حاصل از منابع گاوی، خوکی یا اسبی به شدت پردازش میشوند تا محتوای آلی آنها به طور کامل حذف شود.
۴. مواد پیوند آلوپلاستیک
جایگزینهای مصنوعی استخوان، از جمله فسفاتهای کلسیم و گلس زیست فعال هستند.
تکنیکهای پیوند استخوان
۱. بازسازی هدایتشده استخوان (GBR)
از غشاهای محافظ membrane برای محافظت از نقصهای استخوانی در برابر رشد سریع سلولهای بافت نرم استفاده میکند ، تا سلولهای پیشساز استخوان بتوانند بدون محدودیت استخوان ایجاد کنند. رشد بافت نرم ممکن است استخوانسازی را در یک نقص یا زخم مختل یا کاملاً جلوگیری کند.
نمونههایی از غشاهای مورد استفاده در این تکنیک شامل کلاژن و پلی تترافلورواتیلن منبسط شده (PTFE) است. غشاها بسته به اینکه آیا نیاز به جراحی بعدی برای برداشتن دارند یا خیر، به عنوان قابل جذب یا غیر قابل جذب شناخته میشوند.
برخی از تکنیکهای جراحی مورد استفاده برای افزایش حجم استخوان شامل:
۱. پیوند onlay
روشی را توصیف میکند که در آن ماده پیوندی روی ناحیه معیوب قرار میگیرد تا عرض یا ارتفاع محل ایمپلنت افزایش یابد. با پیوند inlay، بخشی از فک با جراحی جدا میشود و ماده پیوندی بین دو بخش قرار میگیرد.
۲. در تکنیکهای ridge expansion
ریج آلوئولار به صورت طولی شکافته و از هم جدا میشود تا امکان قرار دادن ایمپلنت یا ماده پیوندی در فضای خالی فراهم شود.
۳. تکنیک socketshield
برای حفظ حجم و خطوط بافت سخت و نرم طراحی شده است تا قرار دادن ایمپلنت پس از کشیدن دندان بهینه شود. این تکنیک شامل حفظ قسمت باکال ریشه و قرار دادن ایمپلنت در لینگوال آن است. شکاف بین ایمپلنت و استخوان با ماده پیوندی پر میشود و به ناحیه اجازه داده میشود تا بهبود یابد.
سینوس لیفت
خلف فک بالا ناحیهای است که اغلب فاقد حجم استخوان کافی برای قرار دادن ایمپلنت است. چندین تکنیک قابل پیشبینی برای پیوند استخوان جهت تقویت کف سینوس و تطبیق آن با کاشت ایمپلنت دندانی توسعه داده شده است.
۱. سینوس لیفت OPEN
با استفاده از تکنیک تراشیدن پنجره جانبی، انجام می شود. این مداخله جراحی هنوز هم رایجترین روش برای افزایش ارتفاع استخوان آلوئولار قسمت خلفی فک بالا قبل یا همراه با کاشت ایمپلنت است.
۲. سینوس لیفت CLOSE یا کرستال
شامل بالا بردن کف سینوس و قرار دادن مواد پیوندی از طریق استئوتومی از راس استخوان با کمک استئوتوم است.
ابزارهای جراحی ایمپلنت
ایمپلنتهای دندانی به صورت سیستمهای ایمپلنتی طراحی و فروخته میشوند که شامل یک کیت ابزار جراحی با متههایی هستند که برای پروتکل جراحی آن سیستم ایمپلنت خاص طراحی شدهاند.
بسته به کیتهای جراحی تولید شده توسط سازنده، شامل مجموعهای از دریل ها، درایورها، آچارها، رچت و تورک رنچ و مانت ایمپلنت است .
۱. دریل های ایمپلنت
ابزارهای برش چرخشی هستند که برای ایجاد استئوتومی در استخوان استفاده میشوند. آنها از مواد مختلفی از جمله فولاد ضد زنگ جراحی، آلیاژ تیتانیوم و سرامیک ساخته شدهاند. هنگامی که در توالی مناسب با سرعت چرخشی، گشتاور و شستشو توصیه شده استفاده شوند، دریل ها به گونهای طراحی میشوند که اندازه و شکل صحیح استئوتومی را ایجاد کنند و پایداری اولیه را بدون ایجاد آسیب مکانیکی یا حرارتی به استخوان فراهم کنند.
۲. درایورها
درایورهای مختلفی بسته به سازنده در کیت جراحی گنجانده شده است. پیچهایی که در طول درمان ایمپلنت استفاده میشوند با درایورهای شش گوش، شیاردار یا یونی گریپ درگیر میشوند.
۳. مانت ایمپلنت
برخی از سیستمها برای امکان قرارگیری دقیق و صحیح، نیاز به یک مانت ایمپلنت دارند که به ایمپلنت متصل شود.
مانت ایمپلنت برای تسهیل انتقال ایمپلنت دندان به محل جراحی استفاده میشود و میتوان از آن برای چرخاندن ایمپلنت به عمق صحیح استفاده کرد. سپس مانت ایمپلنت از ایمپلنت جدا میشود تا تأیید موقعیت به دست آید. سایر سیستمهای ایمپلنت دارای ویژگی هدایت مستقیم هستند که در آن یک فیکسچر درایور مستقیماً در ایمپلنت قرار میگیرد و امکان انجام عمل سادهتر و دید بهتر در حین قرار دادن ایمپلنت را فراهم میکند .
۴. رنچ wrench
کیتهای جراحی شامل تورک رنچ یا آچار گشتاور برای قرار دادن ایمپلنت هستند. آچار گشتاور یا درایور گشتاور یک ابزار دستی است که برای اعمال مقدار مشخصی تورک هنگام قرار دادن ایمپلنت یا اباتمنت پروتز استفاده میشود. برای اطمینان از اعمال نیرویی که مطابق با توصیه سازنده است، از تورک رنچ استفاده میشود.
اجزای ایمپلنت
۱. کاور اسکرو cover screw
که گاهی اوقات پیچ ترمیمی نامیده میشود، قطعهای است که برای مسدود کردن اتصال ایمپلنت در حین مدفون شدن در طی یک عمل دو مرحلهای استفاده میشود .
۲. اباتمنت ترمیمی (Healing abutment)
قطعهای است که به ایمپلنت دندان متصل میشود و از بافت نرم بیرون میزند. این قطعه میتواند در مرحله دوم جراحی به ایمپلنت متصل شود، یا میتواند در زمان قرار دادن ایمپلنت قرار داده شود تا نیاز به جراحی دوم از بین برود.
معمولاً به صورت اجزای آماده با شکل استوانهای ارائه میشوند، اما میتوانند برای موارد خاص نیز سفارشیسازی شوند . پایههای ترمیمی معمولاً به طور موقت در جای خود باقی میمانند تا زمانی که بافت نرم به اندازه کافی بهبود یابد تا امکان ترمیم ایمپلنت فراهم شود. در آن زمان، پایه ترمیمی برداشته میشود و دسترسی به پلتفرم ایمپلنت فراهم میشود.
جراحی هدایتشده digital
یک راهنمای جراحی یا تمپلیت جراحی ، وسیلهای است که به جراح در قرار دادن ایمپلنت در محل مورد نظر کمک می کند. جراحی هدایتشده شامل استفاده از راهنمایی است که قرار دادن ایمپلنت را هدایت میکند. قبل از تصویربرداری سهبعدی، گاید بر اساس یک وکس آپ تشخیصی از روکش نهایی و انتقال تقریبی دادهها از رادیوگرافیها و معاینه داخل دهانی ایجاد میشدند. در حال حاضر، راهنماهای جراحی معمولاً از دادههای (CBCT) با استفاده از نرمافزار اختصاصی برای برنامهریزی دیجیتالی مورد و طراحی راهنمای جراحی ایجاد میشوند .
روکش ایمپلنت
پروتکلهای بارگذاری
روکش ایمپلنتهای دندانی شامل مراحل مورد نیاز برای اتصال پروتز به یک یا چند واحد ایمپلنت است.
روکش با استفاده از یکی از این پروتکلهای بارگذاری انجام میشود:
۱. بارگذاری مرسوم
روکش پس از فرآیند اولیه بهبود استخوان و بافت نرم، معمولاً در ۳ تا ۶ ماه، بسته به تراکم استخوان، انجام میشود.
۲. بارگذاری فوری
پروتز در زمان قرار دادن ایمپلنت متصل میشود. این معمولاً یک روکش موقت است که پس از بهبود ایمپلنت و بافت نرم با یک پروتز نهایی جایگزین میشود.
۳. بارگذاری زودهنگام
اتصال پروتز از ۲ تا ۳ هفته پس از قرار دادن ایمپلنت انجام میشود. این یک پروتکل بارگذاری کمتر قابل پیشبینی در نظر گرفته میشود زیرا روکش در زمان کاهش stability قرار میگیرد، که دوره کمترین پایداری ایمپلنت است.
۴. بارگذاری تأخیری
پروتز ۶ تا ۱۲ ماه پس از قرار دادن ایمپلنت متصل میشود. این روش اغلب در استخوان بیکیفیت و در شرایطی که پایداری اولیه در طول قرار دادن جراحی قابل دستیابی نیست، انتخاب میشود.
اجزای پروتزی استاندارد و شخصی سازی شده custom
۱. اجزای پروتزی ایمپلنت زمانی استاندارد نامیده میشوند که قطعات آماده تولید شده توسط سازنده ایمپلنت باشند.
۲. اجزای سفارشی برای یک محل خاص طراحی و ساخته میشوند، همانطور که ترمیمها برای یک بیمار خاص سفارشی میشوند.
روشهای قالبگیری
قالبگیری برای روکش ایمپلنت میتواند در سطح ایمپلنت یا در سطح اباتمنت انجام شود.
قالبگیری در سطح ایمپلنت با اتصال یک کوپینگ قالبگیری استاندارد در سطح ایمپلنت که مستقیماً به ایمپلنت متصل میشود و ثبت آن در یک قالبگیری انجام میشود.
کوپینگهای قالبگیری در سطح ایمپلنت مختص به برند ایمپلنت، قطر پلتفرم و طراحی اتصال هستند.
کست با اتصال یک آنالوگ ایمپلنت به کوپینگ قالبگیری و ریختن قالب با گچ تولید میشود.
آنالوگ ایمپلنت پلتفرم و اتصال ایمپلنت را شبیه سازی میکند.
تکنسین میتواند (1) اباتمنت استاندارد مناسب را برای اتصال به آنالوگ ایمپلنت انتخاب کند؛ (2) با استفاده از قالب، یک اباتمنت سفارشی طراحی و بسازد؛ یا (3) یک پروتز در سطح ایمپلنت بسازد که مستقیماً به ایمپلنت متصل شود.
قالبگیری در سطح اباتمنت، پس از اتصال مستقیم یک اباتمنت استاندارد یا سفارشی به ایمپلنت، به صورت داخل دهانی انجام میشود.
اگر یک اباتمنت سفارشی استفاده میشود، سپس قالبگیری در سطح اباتمنت بسیار شبیه به قالبگیری ساخته شده برای یک پروتز ثابت معمولی است که شکل، موقعیت و جزئیات حاشیهای اباتمنت سفارشی را ثبت میکند.
در مورد اباتمنت استاندارد، گاهی اوقات از یک کوپینگ قالبگیری در سطح اباتمنت، استفاده میشود.
تکنیکهای قالبگیری
در اینجا دو تکنیک اصلی برای قالبگیری با استفاده از کوپینگهای قالبگیری استفاده میشود. هر روش توسط یک طراحی کوپینگ خاص تسهیل میشود.
۱. تکنیک transfer یا تری closed
کوپینگ قالبگیری شکلی مخروطی دارد و به ایمپلنت یا اباتمنت متصل است و هنگامی که قالب از دهان خارج میشود، متصل باقی میماند. سپس کوپینگها از دهان خارج شده و داخل قالب قرار داده میشوند. آنالوگها قبل یا بعد از قرار دادن به کوپینگهای قالبگیری متصل میشوند و قالب ریخته میشود.
۲. تکنیک pickup یا تری open
کوپینگ قالبگیری دارای مربعها یا سایر عناصر نگهدارنده است و قبل از ساخت قالب به ایمپلنت یا اباتمنت متصل میشود. پیچهایی که کوپینگهای قالبگیری را نگه میدارند، از تری قالبگیری بیرون زده و قبل از برداشتن قالب شل میشوند. کوپینگهای قالبگیری همراه با قالب برداشته میشوند، آنالوگها متصل میشوند و قالب ریخته میشود.
۳. هنگام ساخت قالبهای دیجیتال از ایمپلنتها با استفاده از اسکنر داخل دهانی، از اسکن اباتمنت یا اسکن بادی استفاده میشود.
اسکن اباتمنت قبل از اسکن دیجیتال به ایمپلنت متصل میشود و توسط نرمافزار اسکن یا طراحی برای نشان دادن موقعیت صحیح ایمپلنت شناسایی میشود.
۴. جیگ تأیید ایمپلنت (jig) وسیلهای است که برای تأیید دقت قالب اصلی برای روکش ایمپلنت استفاده میشود. این قطعه شامل کوپینگهای قالبگیری قابل برداشت است که در یک چارچوب اکریلیکی تعبیه شده و بین ایمپلنتها برش داده میشوند. سپس پزشک هر بخش را به ایمپلنت متصل میکند، بخشها را در داخل دهان به هم جوش میدهد و قطعه را برای تأیید مدل به لابراتوآر ارائه میدهد .
روکش پیچشونده screw retained در مقابل روکش سمان شونده cement retained
روکش های ثابت ایمپلنت ممکن است با پیچ یا سمان متصل شوند. برای روکش پیچشونده، پروتز میتواند به طور مستقیم یا غیرمستقیم، از طریق استفاده از یک اباتمنت استاندارد، به ایمپلنت متصل شود. روکش های سمانی ممکن است از یک اباتمنت استاندارد که برای مورد خاص اصلاح شده است یا معمولاً از یک پایه سفارشی که برای مورد خاص طراحی شده است custom abutment ، استفاده کنند. پایههای سفارشی را میتوان با استفاده از پایه قابل ریختهگری، یا از طریق فرآیند کدکم ، و میتواند از تیتانیوم، آلیاژ طلا یا زیرکونیای با پایه تیتانیوم تولید شود
اوردنچر OVERDENTURE
اوردنچر یک پروتز تمام قوس است که توسط ایمپلنتهایی نگه داشته یا پشتیبانی میشود که توسط بیمار برای بهداشت روزانه قابل جابجایی است. ایمپلنتها ممکن است متصل نباشند، یا به صورت مستقل باشند، یا به هم متصل شوند تا ظرفیت پروتز برای مقاومت در برابر نیروهای بیومکانیکی افزایش یابد. اتصالات اوردنچر، دستگاههای مکانیکی هستند که برای ایجاد گیر بین پروتز متحرک و ایمپلنتها استفاده میشوند. برای اوردنچر اسپلینت شده، اتصالات معمولاً در طراحی bar گنجانده میشوند.
برای ایمپلنتهای مستقل، اتصالات اغلب به شکل یک پایه هستند که مستقیماً به ایمپلنت متصل میشوند، مانند یک ball یا اتصال Locator .
بیماری های اطراف ایمپلنت
به واکنشهای التهابی موجود در بافتهای نرم و سخت اطراف ایمپلنت اشاره دارد و یک عارضه گزارش شده در درمان ایمپلنت است.
موکوزیت اطراف ایمپلنت به وجود التهاب در بافت نرم اطراف ایمپلنت بدون هیچ نشانهای از از دست رفتن استخوان نگهدارنده اشاره دارد.
پری ایمپلنتیت یک فرآیند التهابی را توصیف میکند در اطراف ایمپلنت، که با التهاب بافت نرم و از بین رفتن استخوان نگهدارنده مشخص میشود. از بین رفتن بافت ناشی از پری ایمپلنتیت میتواند منجر به شکست ایمپلنتها و پروتز مرتبط شود.










































